یکی از سست ترین استدلال ها را برای رای دادن اینگونه یافته ام که می گویند چون هیچ راهی برای تغییر نمانده است باید به همین صندوق نصفه و نیمه رای اکتفا کرد. این رویارویی با موضوع انتخاب، رویکردی غیرمسولانه است و فرد را در جایگاهی قرار می دهد که گویی ناچار است که حتما کنشی داشته باشد، گویی تکانه ای برای عمل دارد که باید آن را به هر نحوی شده است بروز دهد مثلا در نهایت اینکه برود رای دهد. سوال این است که اگر هیچ راهی نمانده چرا رای ندادن را انتخاب نمی کنید؟ ای کاش این استدلال جای خود را به این رویارویی می داد که در نهایت به این نقطه می رسیدیم که میگفتیم ما با آگاهی و دانش از انتخاب خود و بررسی دیگر گزینه ها رای دادن را بر می گزیده ایم نه اینکه ناچار به رای دادن شده ایم. من روز جمعه رای دادم نه به خاطر اینکه راه دیگری نمانده، بلکه چون رای دادن را آگاهانه ترین کنش برای ایران امروز می دانم.
با احترام
ساسان فر
@Sasanfar_ir

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.