🔹 به مناسبت چهارمین دوره انتخابات سازمان نظام، چیزی جز تجربه زیسته من با این سازمان برایم موثق تر به نظر نمی رسد، آنچه خواهید خواند حاصل مواجهه و رویارویی من در زمانهایی است که به فراخور با سازمان نظام داشته ام که هر کدام را در ادامه به اختصار می نویسم:

 

– در مراجعات نه چندان زیادم کارمندان و مسولان سازمان نظام را بی حوصله یافتم، ضمن آنکه اطلاعات سوگیرانه و غلط به مراجعین می دادند.  آنها به غلط به من می گفتند که تاسیس مراکز مشاوره فقط برای افراد دارای مدرک دکتری مقدور است و وقتی اطلاعات من را از آیین نامه سازمان دانستند به سرعت تلاش کردند اوضاع را سر و سامان دهند. در مرکز مشاوره طرحی نو، قسمتی از مسولیت ما، رفع شبهات غلطی است که جامعه روانشناسی با آن روبرو است، مانند امتیاز بازآموزی که مدتی توسط سازمان های مشاوره صاحب امتیاز از نظام برای پر کردن کارگاهها و دوره هایشان تبلیغ می شد در حالی که چنین امتیازی هنوز برای من معلوم نیست که به چه کاری می آید؟!

– یک بار هم که برای تمدید پروانه ام به سازمان رفته بودم، هنگام واریز وجه متوجه شدم که امکان پرداخت از طریق پوز در محل سازمان نظام فراهم است و وقتی به مسئول مربوطه گفتم که چرا در تماس تلفنی، تنها راه پرداخت وجه را حضور در بانک اعلام کرده، گفت: (چرا ما هر چه به شما می گوییم گوش نمی کنید؟ اگر گفتم بروید بانک، بروید بانک پرداخت کنید). عرض کردم: (بانک ها شلوغ است و شما که چنین امکانی دارید چرا آن را از بعضی از همکاران دریغ می کنید؟!) او که به شدت بی حوصله و عصبی به نظر می رسید درخواست من را با اکراه انجام داد.

– زمانی که برای دریافت تابلوی دفتر کارم به مسول مربوطه مراجعه کردم، متاسفانه دیدم که نام خانوادگی من را به اشتباه ساسانپور نوشته است. مسول مربوطه پذیرفت که با توجه به اشتباهی که از جانب آنها در طراحی تابلو صورت گرفته است، پس از تصحیح مورد، فورا با هزینه شخصی، تابلو من را با یک وسیله نقلیه به نشانی من بفرستد. خوشحال از مسولیت پذیری ایشان، در موعد مورد نظر، وی اعلام کرد که اصلا حاضر نیست تابلو را بفرستد و من مجددا باید با صرف زمان و هزینه، برای دریافت تابلو به سازمان بروم، او به من گفت: هر غلطی می خواهی بکنی بکن!  به سازمان رفتم و موضوع مربوطه را به شخصی که گویا مسئول دفتر رییس سازمان بود، اطلاع دادم، او در حالی که سعی می کرد اوضاع را آرام کند، کمی من را نصحیت کرد و کمی هم همکارش را…!

– زمانی که پس از طی یک زمان نسبتا طولانی، پروانه من تمدید شد، در کمال تعجب دیدم که سازمان خودسرانه، محل فعالیت حرفه ای من را در پروانه فعالیت، منطقه ۷ ذکر کرده است در حالی که من در آن زمان در منطقه ۵ تهران نیز مشغول به روان درمانی بودم و کلیه مدارک هر دو محدوده شغلی خودم را به اطلاع سازمان رسانده بودم. اینکه سازمان به دلخواه، منطقه ۷ را محدوده کاری من عنوان کرده بود، هیچگاه برایم روشن نشد. این در حالی بود که در پروانه قبلی، خبری از درج منطقه شهرداری محدوده فعالیت نبود. مشکلات بعدی که از بابت چنین رفتار خودسرانه ای رخ داد از حوصله این نوشته خارج است.

– بارها در تلاش برای یک تماس تلفنی با سازمان، وقت زیادی را صرف کرده ام، آخرین بار می خواستم بدانم که آیا سازمان نظام، مشاوره یا خدماتی برای همکاران در زمینه اظهارنامه مالیاتی فراهم کرده است یا خیر، آن قدر خطوط اشغال بود که عطای آن را به لقایش بخشیدم.

– سال گذشته که برای تمدید پروانه ام ناگزیر به مراجعه به سازمان بودم، ساعت کاری سازمان را از سایت سازمان بررسی و سپس با تنظیم وقت و برنامه ام به سازمان مراجعه کردم. در زمان مراجعه، با اتاق های در بسته یا خالی مواجه شدم، گویا آن ساعت مربوط به وقت ناهار یا نماز می شد که قبلا زمان مربوطه را در سایت اطلاع رسانی نکرده بودند. یک بار هم که صبح زود مراجعه کردم با چنین وضعیتی روبرو شدم، پس از پرس و جو به من گفتند که همکاران در یک جلسه کاری حضور دارند و این مصادف شد با معطلی من و دیگر مراجعین.

– دیگر موردی که من را آزرده خاطر می سازد، رویکرد سازمان به همکاران کارشناس ارشد است. آنها به جز اینکه در مقام دریافت تعرفه درمان، پایین ترین تعرفه را دریافت می دارند بلکه مطابق آیین نامه های انتخابات، حتی در اکثر انتخابات ها حق کاندیداتوری ندارند، ضمن آنکه حق ندارند به عنوان استاد ناظر در دوره های کارورزی به فعالیت مشغول شوند. محروم کردن همکاران فوق لیسانس و نگاه تبعیض آمیز سازمان به آنها، تاسف برانگیز و بدون توجیه است. سوالی که پیش می آید این است که یک فارغ التحصیل ارشد با چه امیدی در انتخابات شرکت و یا در امور آن حساس باشد در حالی که در سازمان با او با تبعیض و بی عدالتی برخورد می شود؟

– به جز اینها، رویکرد سازمان به موارد زیر را قابل نقد می دانم: تلاش برای از رده خارج کردن سازمان بهزیستی از رقابت با سازمان نظام علیرغم عدم توانایی سازمان در ارایه خدمات به موقع و کافی به همکاران، شبهات مربوط به دوره های کارورزی، توجیه و شیوه برگزاری آزمون جامع، طولانی بودن زمان دعوت همکاران به کمیسیون های مربوطه، عدم انتشار منظم خبرنامه، عدم تسهیلات مناسب به همکاران در زمینه امور خدماتی، تفریحی و… ، عدم اطلاع رسانی شفاف از گردش مالی سازمان، عدم برگزاری مجمع عمومی، برگزاری کارگاههای آموزشی توسط سازمان نظام که خود متولی نظارت بر دوره ها و کارگاهها است نه اجرا یا برگزاری آن.

با این همه سازمان نظام را در دوره سوم به مراتب پاسخگوتر و مصوبات آن را به مراتب بیشتر معطوف به دغدغه های صنف روانشناسان و مشاوران یافته ام، روند رو به جلو سازمان محسوس است ولی کاستی های آن می توانست کمتر باشد. عضویت افراد مشهور و البته نه چندان لایق ازعوارض مدیریت در جامعه روانشناسی است. این وظیفه روانشناسان و مشاوران است که برنامه های افراد را مورد توجه قرار دهند و صرفا به خاطر شهرت به نامزدها رای ندهند.

تا چه در نظر آید و مقبول افتد

حمیدرضا ساسان فر

روانشناس بالینی

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.