ما برای درمان به یک بستر نیاز داریم، این بستر همان رابطه است. مانند زمانی که می خواهیم ساختمانی را بنا کنیم و حتما نیاز به یک پی قوی و کارامد داریم. پس بی راه نگفته ایم اگر بگوییم “پی ساختمان را بنا می کند”. این به معنای آن نیست که یک ساختمان در و پنجره نمی خواهد یا نیاز به مصالح دیگری نیست، بلکه غرض این است که اینها بدون یک پی مناسب، دوامی نخواهد داشت و مفید نخواهد بود.
در بستر رابطه ی درمانگر و درمانجو، ما می توانیم داده های فراوانی را برای ایجاد این بنای درمانی بیابیم. به عبارت دیگر رابطه برای درمانگر به مثابه سرِنخی است که در آن می تواند دیگر متغیرهای درمانی را بنا کند. حالا انگار همه چیز با متر رابطه اندازه می شود. گاهی در این رابطه ما در می یابیم که جلسه را باید زودتر به پایان برسانیم، هر چند منوال ها بر زمانی خاص تاکید کنند. در همین بستر رابطه است که الگوهای ارتباطی مخرب درمانجو را به طور مشهود در می یابیم، هر چند به وضوح با همه ی نشانه ها و سیپتوم های مندرج در دی اس ام متفاوت باشد.
در بستر رابطه، داده های درمانی به دست می آوریم، در می یابیم که مراجع از ما دور شده یا به ما نزدیک، در می یابیم که اکنون او را کسالت آور می یابیم یا نشاط آور، آن گاه از همین داده ها مدد می گیریم و فرض می کنیم که او چه روابط مشابهِ آنچه نشان می دهد را احتمالا در بیرون با دیگران تکرار می کند. همین رابطه است که هر درمانی را منحصر به فرد می سازد، زیرا قطعا یک سوی رابطه، که درمانجو است، همیشه فرد متفاوت با درمانجو قبلی نشسته است. رابطه که نباشد، درمان نیست.
تاکید بر اصل رابطه موضوعی ریشه دار در روان شناسی است. نظریه ی روابط میان فردیِ هاری استک سالیوان، تماما بر محوریت رابطه بنا شده، رابطه ای که آن قدر بدیهی به نظر می رسد که به سادگی نادیده گرفته می شود. همان نظریه ای که درمان یالوم را متاثرِ از خویش ساخته است.
.
ارادتمند
حمیدرضا ساسان فر، روان درمانگر و گروه درمانگر

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.