یالوم اول بار، با همین گروه درمانی و کتابِ درخشانش با عنوان “روان درمانی گروهی”، دینِ خودش را به این حوزه ادا کرده بود ولی همانطور که خودش ابراز می دارد، آن کتاب به زوایای حرفه ای گروه درمانی پرداخته بود و درمان شوپنهاور روابط انسانی دخیل در گروه را آشکار می سازد.

عمده ی نوشته های یالوم در قالب رمان های آموزشی قرار می گیرد، در همین کتابِ مورد بحث نیز خواننده از زبان ژولیوس -گروه درمانگر- و حتی از زبان اعضای گروه، اطلاعات وسیع تکنیکی و بسیار سودمندی را دریافت می کند. آشنایی با فنون اجرا و اداره ی گروه، توسط مولف، گاه در قالب داستان و اتفاقات آن رخ می دهد، مانند زمانی که ژولیوس توسط فیلیپ به خودافشاگری ترغیب می شود یا گاهی نویسنده بسان معلمی به صراحت گروه و فرایندهای آن را شرح می دهد.

ژولیوس یک روانپزشک است، که در حین کار با یک گروه، متوجه بیماری لاعلاج خودش می شود، یک بیماری که به تدریج او را با مرگ قریب الوقوع خودش روبرو خواهد ساخت. در ابتدا چالش های ژولیوس با این پدیده و سپس مواجهه با یکی از مراجعین سابقش به نام فیلیپ، که بعدا یکی از اعضای گروه درمانی او می شود، ساختار اصلی این رمان را رقم می زند.

فیلیپ-درمانجوی سابق ژولیوس- یک شیمی دان وبعدا یک فیلسوف است، که باور دارد، دیدگاه فلسفیِ آرتور شوپنهاور، توانسته او را درمان کند، عملی که به زعم او، ژولیوس، در گذشته نتواسته بود.

یالوم، در این داستان، فیلیپ را به جای آرتور شوپنهاور _فیلسوف بزرگ_ می شناساند و مخاطب بارها سخنان و نکته های فلسفی شوپنهاور را از زبان فیلیپ در می یابد. یالوم نیر، یک درمیان، فصل های این کتاب را، به مرور زندگی و آرای فلسفی شوپنهاور اختصاص داده است. (روندی که به یکدستی داستان لطمه می زند و گاه مخاطب را از سیر وقایع داستان دور می سازد).

در نهایت، فیلیپ که در گذشته، مدتها نزدِ ژولیوس، درمان انفرادی را بدون کسب نتیجه رها کرده بود، در نهایت با حضور در جلسات گروهی، شفا می یابد، تا جایی که پس از مرگ ژولیوس، به عنوان گروه درمانگر کار خود را آغاز می کند.

شخصیت ژولیوس (که به نظر میرسد نمایی از یالوم را به دیدگان مخاطب یاداور می شود)، در ابتدای آگاهی خود از جریان بیماری مرگ آورش، دچار بحران های موقتی میشود، که هرچه داستان به انتها نزدیک تر می شود دیگر از آن دلهره ها چیزی نمی خوانیم، این طور به نظر می رسد که نویسنده رمان، از مرگ، و آنچه در ابتدای رمان، موضوع اصلی داستان بوده، به تدریج فاصله گرفته تا آن اندازه که شخصیت فیلیپ و چالش های او در جریان گروه درمانی، جایگزین موضوع محوری رمان قرار میگردد.

این فاصله گرفتنِ یالوم از درگیری های ژولیوس با مرگ قریب الوقوع اش چنان پررنگ می شود، که گاه خواننده، بیماری ژولیوس را و مرگی که او را انتظار می کشد، فراموش می کند، تا جایی که خبرِ مرگ ژولیوس به ناشیانه ترین شکل در جریان داستان سرهم بندی می شود.

ببینید یالوم مرگ ژولیوس را چگونه به تصویر می کشد:

“بانی گفت: ژولیوس، ایرادی ندارد اگر برای مراسم آخرین جلسه کیک بیاورم

– قطعا ایرادی ندارد. هر نوع کیک هویجی که دوست داری، بیاور.

اما قرار بود که جلسه خداحافظی رسمی در کار نباشد. روز بعد ژولیوس دچار حملات سردرد سوزانی شد و طی چند ساعت به کما رفت و سه روز بعد فوت کرد.

طبق معمول عصرهای دوشنبه هر هفته، اعضای گروه در کافه تریا دور هم جمع شدند و در سوگ و ماتمی خاموش کیک هویج مرسوم را صرف کردند. ص: ۴۷۰

شاید، یالوم نیز، از مرگ و پرداختن به تصویر آن می گریزد!

****

اشتباهات چاپیِ نسخه فارسی کتاب، به ارزش آن لطمه زده است. هر چند کتاب از دو ویراستار بهره برده است ولی باز هم اشتباهات چاپی و ویرایشی فراوان آن، از منظر خواننده ی نکته سنج، دور نیست.

ترجمه این کتاب روان و قابل قبول است و بررسی کیفیت محتوایی ترجمه را به اهالی آن واگذار می کنم. ولی برایم مشخص نیست که چه توجیهی موجب شده تا صفحه ی تشکر و قدردانی یالوم در ابتدای کتاب به زبان اصلی، به پارسی ترجمه نشود، و یا این که چرا از منابع آخر کتاب، در نسخه فارسی آن اثری نیست؟!

کتاب توسط نشر ترانه منتشر شده است. دو نسخه از این کتاب در بازار موجود است که بر روی جلدِ یکی از نسخه های آن، فقط نامِ دکتر حمید طوفانی، به عنوان مترجم درج شده است، این در حالی است که در نسخه دیگرِ موجود در کتابفروشی ها، نام زهرا حسینیان نیز به مترجم قبلی اضافه شده است!

با این همه، مطالعه این کتاب آن قدر به دانش خواننده می افزاید که حداقل بد نیست، کمی وقت جهت مطالعه این کتاب در نظر گرفته شود.

کتابِ “درمان شوپنهاور” به تنهایی یک کارگاه آموزشی ارزشمند است.

حمیدرضا ساسان فر

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

۲۴ تیرماه، ۹۱

این یادداشت با کمی تغییر در روزنامه شرق منتشر شده است.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2563207

 

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.