انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به ارتباط یکی از نیازهای اساسی انسان قلمداد شده است.جالب اینکه بسیاری از انسانها بواسطه تعامل های ناکارآمد در روابط بین فردی دچار آسیب می شوند و اتفاقاً در پدیده گروه درمانی همان تعامل ها مجددا تجربه شده و موضوع کار درمان قرار می گیرد.

جندی پیش در کارگاه آموزش گروه درمانی اضطراب اجتماعی شرکت کردم. گرچه این کارگاه جنبه آموزشی داشت اما همان ایفای نقشی که در جلسه به منظور درک بهتر موضوع صورت می گرفت به من کمک بسیار کرد تا تاثیر مثبتی که گروه می تواند بر فرد بگذارد را کاملاً حس کنم. از سوی دیگر وقتی در جامعه با برخی افراد درباره گروه درمانی صحبت می کردم یا پرسشی در این زمینه از من می شد، با شناخت غلط برخی از آنها درباره پدیده گروه درمانی مواجه شده و متوجه این نیاز شدم که لازم است افراد جامعه نسبت به انواع درمانهای روان شناختی آگاهی صحیحی کسب کنند تا بتوانند درمان مناسب تری را انتخاب کنند. به همین منظورمهمان دفتر آقای حمیدرضا ساسان فر، گروه درمانگر،روان درمانگر و مدیر مسوول مجله اینترنتی روان آنلاین ravanonline.comمی شویم. مکانی زیبا و استاندارد برای آموزش، درمان انفرادی و گروهی که البته این سلیقه بواسطه سابقه هنری ایشان (دانش آموخته کنسرواتوار موسیقی تهران، نوازنده و آهنگساز) دور از انتظار نبود. با ایشان درباره گروه درمانی، ویژگیهای گروه درمانی ، و تفاوت آن با گروههای خودیاری و آموزش روانی ، بحث رازداری و باورهای افراد جامعه درباره گروه درمانی و ویژگیهای گروه درمانگر صحبت کردیم که البته گفت و گوی مفصلی از آب درآمد و در دو شماره ارائه می شود.
****************************************************

موفقیت: گروه درمانی چه نوع درمانی هست؟
حمیدرضا ساسان فر:    اکر بخواهم تعریف ساده ای از گروه درمانی ارائه بدهم می شود گفت نوعی از روان درمانی  که در گروه انجام می پذیرد.

موفقیت:گروه با چند نفر تشکیل می شود و حداکثر تعداد اعضا چند نفر خواهند بود؟
در هر گروه این تعداد می تواند تغییر کند ولی معمولا از ۶ تا  ۱۲ نفر خواهند بود.

موفقیت: اگر تعداد اعضاء بیش از ۱۲ نفر باشد چه مشکلی بوجود می آید؟
هرچه تعداد اعضا از حالت معمول خود بیشتر شود، از استانداردهای درمان گروهی خارج خواهد شد و نمی توان انتظاراتی که از گروه درمانی می رود را برآورده کند و به جای گروه درمانی تبدیل می شود به کلاسهای آموزش روانی (psycho education)، به این خاطر که پویایی های گروه دیگر به ما اجازه نخواهد داد که مداخله خیلی دقیقی به معنای «درمان» داشته باشیم. وقتی از درمان صحبت می کنیم یعنی می خواهیم اثرگذاری عمیق روی فرد بگذاریم و تغییرات عمیقی را در فرد مشاهده کنیم، به همین خاطر نیاز داریم افراد کمتری داشته باشیم تا با تمرکز بیشتری بتوانیم روی آنها کار کنیم.

موفقیت: یعنی یکی از مهمترین عوامل در گروه درمانی همان تعامل اعضای گروه است که تاثیر گذار هست؟
بله، چون گروه درمانی یک سری ویژگیهای خاص دارد و یکی از این ویژگیها تعاملات بین افراد است که آن را تقویت می کنیم، مشاهده می کنیم، و پدیده خیلی جالبتری که در گروه درمانی  وجود دارد، روابطی است که  در  گروه و بین افراد شکل می گیرد.  در درمان گروهی این  ر ابطه غیر از این که با درمانگر شکل می گیرد با بقیه اعضای گروه هم هست و آنها می توانند بدون اینکه ملاحظاتی را در نظر بگیرند بازخوردهای کاملاً طبیعی به یکدیگر ارایه بدهند. و این یکی از مزیت عای گروه درمانی نسبت به درمان انفرادی است.

موفقیت: پس می توان گفت در گروه درمانی علاوه بر مساله ای که هدف اصلی درمان هست، به صورت زیرپوستی یکسری جنبه های دیگر هم در فرد اصلاح می شود، تعاملات بین فردی آنها تقویت می شود و عوامل پیشگیری کننده هم رشد می کنند؟
تقریباً همه گروهها به نحوی روابط بین فردی را تقویت می کنند فارغ از اینکه گروه درمانی چاقی، گروه درمانی سوگ یا در مورد افراد بستری باشد به هر حال یکی از دلایل اصلی تشکیل گروه هم همین تقویت روابط بین فردی بوده است.

موفقیت: مبانی تشکیل گروه چه هست؟
اول اینکه واقعاً همه افراد نمی توانند وارد گروه بشوند. بعنوان مثال افرادی که قانون شکن هستند وبعنوان شخصیت جامعه ستیز می¬شناسیم برای ورود به گروه محدودیتهایی دارند یا افرادی که قصد آسیب زدن به دیگران را دارند (خشونت،پرخاشگری تکانشی) . اما در کل برای تشکیل گروه، افراد به لحاظ موضوعی که قرارهست در موردآن کار شود باید همگون شوند. بنابر رویکرد درمانگر و نوع مشکل، خانم ها و آقایان می توانند در یک گروه یا گروههای جدا باشند.مورد دیگر که باید برای تشکیل گروه درنظر بگیریم «تعهد افراد به قوانین گروه است».  از آن جمله رازداری، ممنوعیت تهدید و توهین است. در حین  دوره درمان هم ، گروه درمانگر با دقت تمام مراقب رعایت این قوانین از سوی اعضا هست و اگراین قواعد رعایت نشوند شاید فرد از گروه خارج شود.

موفقیت: پس تعداد اعضای گروه ثابت نیستند ؟
برخی گروهها احتمال دارد بتوانند افرادی را به گروه اضافه کنند که به اینها می گوییم گروههای باز، در برخی موارد هم عضوی به گروه اضافه نمی شود که به اینها می گوییم گروههای بسته.

موفقیت: قوانین گروه، در جلسه اول گروه درمانی به افراد تذکر داده می شود یا قبل از ورود به گروه جلسه ای هست که با این قواعد آشنا می شوند؟
بطور کلی چون تقریباً اطلاعات دقیقی درباره گروه درمانی وجود ندارد و بیشتر اطلاعاتی که مردم دراین باره کسب کرده اند از طریق فیلمها بوده یا اطلاعات غیردقیقی که از دوستان و آشنایان بدست آورده اند پس لازم هست که درمانگر یک جلسه قبل از تشکیل گروه بصورت انفرادی بگذارد و با درمانجوصحبت بکند که چه درمانی را قرار است شروع کند و به کجا می خواهد برسد، چندجلسه طول می کشد، و قوانین گروه را توضیح دهد.

موفقیت: اگر بخواهم مثالی بزنم مثلا در مورد یک عده خانمی که طلاق گرفته اند آیا موضوع طلاق را می توان بعنوان یک عامل مشترک در نظر گرفت و آنها را وارد گروه درمانی کرد یا اینکه باید بواسطه طلاق و آسیبی که دیده اند  آن را ریشه یابی کنیم و گروه درمانی را در مورد آن آسیب اجرا کنیم؟
اگر هفته پیش طلاق گرفته و الان می خواهد در گروه درمانی شرکت کند مناسب نیست.چرا؟ چون الان در  یک بحران به سر می برد و نمی تواند از گروه منافع چندانی را کسب کند. پس موارد خیلی بحرانی و اورژانسی برای حضور در گروه مناسب نیستند.اما اگر از آن دوران بحرانی گذشته باشند و حالا  بخواهند درباره اینکه زندگی پس از طلاقشان چگونه بوده با هم بحث و تبادل نظر کنند خیلی هم عالی است. یکی از چیزهایی که می توانیم به مردم بگوییم این است که سعی کنند در گروههایی شرکت کنند که معمولا «مشکلات هم شکل» داشته باشند. یعنی اگر همگی با مساله  فوت فرزند مواجه شده اند، یا با مساله طلاق مواجه بوده اند در یک گروه شرکت کنند. یعنی روانشناس ها هم این دقت نظر را دارند که اگر می خواهند گروهی تشکیل دهند گروه را همگون کنند.

موفقیت: گروه درمانی فقط در مورد اختلال ها بکار میرود یا هدف دیگر روانشناسی که پیشگیری از آسیب های روانی هست را می توان در غالب گروه درمانی اجرا کرد یا تبدیل می شود آموزش روانی؟
آموزش روانی مناسب تر هست. البته به این معنا نیست که گروه درمانی صرفاً برای افراد بستری یا دارای اختلال مفید باشد. بلکه یکسری از افراد هم هستند که مشکلی هم ندارند و می خواهند رشد شخصی پیدا کنند  به این معنا که می خواهند از عوارضی که فکر می کنند بعداً برایشان بوجود می آیدپیشگیری هم بکنند . ولی به نظر من چارچوب  آموزش روانی مناسب تر است.

موفقیت: ممکنه در مورد مزایای گروه درمانی نسبت به درمان انفرادی کمی بیشتر توضیح بدید؟( در اینجا لبخندی بر لبان استاد می نشیند که حاکی از آن است که جذابیت گروه درمانی و تاثیر مثبت آن بر اعضای شرکت کننده را با تک تک سلولهایش درک کرده است)
ما در گروه درمانی افرادی داریم با مشکلات مشابه، این به انسانها کمک می کند خود را در مشکلاتی که دارند در دنیا «تنها» نبینند، وقتی متوجه می شوند که در این دنیا کسی غیر از خودشان هم بوده که مشکل مشابه آنها را تجربه کرده به نحوی احساس آرامش می کنند و متوجه می شوند که در این دنیا تنها نیستند. از طرفی دیگر وقتی فردی در گروه با همان مشکل مشابه آمده و حالا دراین باره صحبت می کند که مثلا من که طلاق گرفتم این مراحل را گذرانده ام، و مشکلات را پشت سر گذاشته ام و حالا دارم رشد می کنم، امید بوجود می آید. مورد دیگری که در گروه داریم بحث نوع دوستی است. یعنی در گروه افراد بخاطر اینکه سعی می کنند به هم کمک کنند نوع دوستی را در بین آنها مشاهده می کنیم.در حالی که شاید این حس در درمان انفرادی صرفا بین دونفر (درمانگر و درمانجو) در جریان  باشد اما در گروه بین ۸ نفر درجریان است. بعلاوه ما در گروه می توانیم رفتارهای مشابه رفتارهای اجتماعی را ببینیم و همانجا با بازخورد دادن و اصلاح کردن رفتار درمانجو به نحوی وی را آماده کنیم برای اینکه برگردد به دل اجتماع .((یکی از گروه درمانگران مطرح در خاطرات خود می گوید: روزی فروید من را دید و به من گفت تو چه کار می کنی؟ واو در پاسخ گفت: من کارم را از جایی شروع می کنم که تو تمام می کنی!)).یعنی وقتی درمان انفرادی تمام می شود حالا نوبت من هست که فرد را برای گروه آماده کنم.  و من فکر نمی کنم هدف نهایی درمان چیزی غیر از این باشد که ما می خواهیم مراجع خود را برای جامعه تربیت کنیم. بنابراین هرچقدر بتوانیم در مدل های واقعی تر اصلاح رفتار را انجام بدهیم به همان اندازه هم موفق تر هستیم.تمام اینها از مزایای درمان گروهی هست. احساس پذیرش در جمع یک احساس بسیار مطلوب هست این که من فکر می کنم هر هفته گروهی منتظر من هستند؛ افرادی که احساس تنهایی ،دلتنگی، افسردگی و طرد شدگی می کنند وقتی در گروهی قرار می گیرند که قضاوت اتفاق نمی افتد، فضای امنی دارد و رازداری به معنای کامل در آن اجرا می شود،همه اینها حس خوبی در فرد ایجاد می کند. تمام این موارد ویژگیهایی است که گروه دارد و درمان انفرادی یا ندارد یا کمرنگ است.
از دیگر مزایای گروه درمانی صرف هزینه کمتر  نسبت به درمان انفرادی است و جالب این که زمان  بیشتری صرف مداخله درمانی می شود یعنی درمانجویان ضمن پرداخت هزینه کمتر،از مزایای درمانی بیشتری بهره می برند.

موفقیت: یکی از مسائلی که مطرح کردید بحث رازداری بود، فکر می کنم خیلی از افراد راجع به این مساله نگران باشند که حرفهایی که من در گروه می زنم چه اطمینانی دارم که جایی دیگر درز نکند، مساله رازداری چگونه برای کسی که می خواهد در گروه درمانی شرکت کند جا می افتد وتعریف  رازداری  در گروه چه هست؟
رازداری یعنی اینکه هر اتفاقی که در گروه می افتد من به هیچ شکلی اجازه ندارم محتوای آن رابه بیرون از گروه حتی به پدر و مادرم منتقل کنم. حتی اگر یکی از اعضای گروه بعداً با دوستان یا خانواده (مثلا خواهر) یکی دیگر از اعضا رابطه فامیلی پیدا بکند، آن فرد حتی اگر اطلاعاتی داشته باشد که ممکن است به نفع خواهرش باشد باز هم نباید آن را عنوان کند. یکسری از گروهها درباره رعایت قوانین گروه از اعضاء تعهد کتبی می گیرند و یکسری از گروهها تعهد شفاهی. روانشناس می تواند بوسیله شواهدی که از گروه به دست می آورد، متوجه نقض قانون رازداری شود پس  یکی از افراد ی که می تواند به جدّ از رازداری در گروه مراقبت و صیانت بکند همان گروه درمانگر است و باید با فرد قانون شکن صحبت کرده و قضیه را جویا شود.  اما مواردی هم هست که بحث رازداری جایی ندارد. از آن جایی که ما جان انسان را در اولویت قرار می دهیم و ارزش جان انسانها را گرامی می داریم به همین خاطر اگر متوجه شویم فردی قصد آسیب زدن به خودش  یا دیگری را دارد و موضوع جدی است در اینجا ما اصل رازداری را رعایت نمی کنیم.در مورد کودکان هم مساله سوء استفاده جنسی مطرح هست که باید گزارش داده شود چون حفظ جان و روان آن کودک در اولویت قرار دارد. ولی بطور کلی رازداری یکی از عناصر مهم و اساسی است به این دلیل که باعث ایجاد حس امنیت در گروه می شود و هرچقدر افراد در گروه بتوانند در گروه راحت تر حرف بزنند به فرایند درمان آنها کمک بیشتری می شود.

موفقیت: اعضای فامیل یا دوستان با هم می توانند در یک گروه شرکت کنند؟
در بعضی از گروهها بله و در اغلب گروهها خیر. یکی از بیشترین چالشها را ما در همین قسمت داریم که افراداصرار می کنندکه مثلا با دوست یا دخترخاله شان در گروه شرکت کنند و ابراز میکنند ما که تا بحال همه چیزرا با هم درمیان گذاشتیم و مثلا ۲۰ سال هست که با هم دوستیم. طبعاً این که یکنفر همه چیزش را با دیگری درمیان بگذارد خود جای سؤال دارد و از همین جا اشتباه شروع شده. حالا چرا نمی تواند در گروه حاضر باشد؟ اصلی ترین علت آن به خاطر مساله رازداری است و ممکن است با حضور آشنایان خود در گروه از ارائه اطلاعات خودداری کنند در حالیکه ما می خواهیم افراد درگروه صحبت کنند.هرمانعی را که باعث صحبت نکردن شود،  ما از گروه می گیریم.افرادی که با هم دوست هستند و این دوستی را به داخل گروه بیاورند ممکن است ائتلافهایی را با هم تشکیل بدهند که باعث محافظه کاری شود و افراد سکوت را به حرف زدن ترجیح بدهند و فکرمی کنند که چیزی را نگویند که کسی را ازار دهد در صورتی که وقتی بدانند الان که من بازخوردی بدهم ، فرد را بیرون از گروه نمی بینم ارتباط صریح و صادقانه تری برقرار می کنند. بطور کلی برای اینکه فضا برای صحبت کردن و تبادل نظر بهتر، امن تر و مناسب تر بشود فامیل ها و دوستیها را در گروه محدود می کنیم.ُ

موفقیت: اشاره شد که روابط بیرون از گروه بین اعضا نباید وجود داشته باشه، چرا؟
گفتبم که اعضا در گروه به هم بازخورد می دهند حالا اگر قرار باشد از در که بیرون بروند یکی از اعضاء بخواهد دیگری را به منزل برساند ممکن هست نگران این باشد که چه چیزی را در گروه بگوید که  روابط بیرون از گروه شان را به خطر نیندازد. یکی دیگر از موارد این است که به هرحال در گروه شاید حس صمیمیت یا مخالفتی با یکی از اعضای گروه  ایجاد شود و ما به اعضا می گوییم که همین جا و در گروه احساساتتان را نسبت به هم بگویید ( مثلا بگوییدمن به تو احساس بدی دارم یا احساس خوبی دارم) و همانجا در فضای امن دلایلش را بررسی کنیم .ولی اگر روابط بیرون از گروه  ممنوع نباشد این روابط به بیرون منتقل شود و آسیب زاست . ما می گوییم کسی که وارد گروه می شود مقداری راجع به روابط بین فردی خود احساس ضعف کرده است که حالا به گروه آمده حال اگر من اجازه دهم این فرد دوباره به همان شکل با یکی از اعضای گروه و  در بیرون آن رابطه را تکرار کند دوباره یک تجربه منفی را تکرار کرده و  کنترل آن در بیرون از گروه برای ما مشکل است و ما نمی توانیم این روابط را اصلاح کنیم. یک نکته مهم که لازم هست مخاطبان آگاه باشند این است که پشت هر نکته و هر تکنیک و هر قانونی که ما در مورد گروه مطرح می کنیم یک پشتوانه علمی وجود دارد و احساس شخصی درمانجو در آن تاثیری ندارد و مطالعات نشان داده است که  حضور دوستان یا  اعضای فامیل یا روابط خارج از گروه به ضرر فرایند درمان تمام خواهد شد. شاید در دوره کوتاهی درمانجو به خاطر حضور دوستش یا رابطه خارج از گروه احساس خوبی پیدا کند ولی در نهایت به نفع مراجع نخواهد بود.

موفقیت: یکی دیگر از مسائلی که در گروه درمانی مطرح میشود قضاوت نکردن است، شاید یکنفر فکر کند که اصلا نباید راجع به دیگران نظر بدهد  چون ممکن است قضاوت کند، قضاوت نکردن در گروه یعنی چه؟
شاید بتوانم با یک مثال راحت تر توضیح بدم برای خوانندگان. بعنوان مثال یکی از اعضای گروه عنوان کند که یک احساس بدی چند وقت همراه من هست به این خاطر که در سیستم یکی از دوستانم سرک کشیدم و دفتر خاطراتش را خواندم و حالا می خواهم این احساسم را با شما درمیان بگذارم. یکدفعه یکی از اعضای گروه می گوید: من اسم کار تو را می گذارم دزدی و به نظرم تو شخصیت غیرقابل احترامی داری و چند توهین دیگر.در اینجا در مورد آن فرد قضاوت می کند، برچسب می زند. ما اگر اجازه بدیم قضاوت در گروه اتفاق بیفتد دفعه بعد اگر کسی کاری کرد دیگر در گروه مطرح نمی کند. ما تلاش می کنیم که فارغ از اینکه بخواهیم به شخصیت فرد برچسب بزنیم رفتار فرد را مورد بررسی قرار دهیم.
ادامه دارد…
مجله موفقیت شماره ۲۶۰، نیمه اول تیر۹۲

قسمت دوم مصاحبه  مجله موفقیت با حمیدرضا ساسان فر شماره مرداد

……..

موفقیت: گروهی از افراد هستند که در اثر تعامل های شخصی دچار آسیب شده اند حالا چگونه وقتی در گروه قرار می گیرند در اثر تجربه مجدد همان تعاملها درمان می­شوند؟

حمیدرضا ساسان فر: در اصل بسیاری از افراد به تعامل های مشکل دار خودشان واقف نیستند و  نمی­دانند که چه اثری بر دیگران می­گذارند هرچند در این کار قصدی ندارند ولی به هر حال دیگران را می­رنجانند.پس در گروه شاهد تکرار صرف رفتار آسیب زا نیستیم بلکه در گام اول به شناسایی این رفتار و سپس تغییر این رفتار مبادرت می کنیم.

موفقیت:  آیا از طریق اصلاح فرایندهایی که در تعامل بین افرادگروه صورت می­گیرد این امکان وجود دارد روابط خانوادگی را هم اصلاح کرد؟

حمیدرضا ساسان فر: بله، اصلاح رفتار درمانجو در موقعیت شبیه خانواده یا جامعه یکی از فاکتورهای شفا بخش گروه هست.گروه مینیاتور کوچکی از جامعه یا خانواده ماست. خیلی وقتها اعضا بیان می­کنندکه واکنش یکی از اعضا  من را به یاد پدرم یا مادرم می­اندازد و الگوهای ارتباطی را که با پدر یا مادر خود داشته اند در گروه تکرار می­کنند.

موفقیت: در طی گروه درمانی مسلما یک هویت گروهی شکل می گیرد، اعضا به این هویت وابسته نمی شوند؟

حمیدرضا ساسان فر: طبعاً به مهارت گروه ­درمانگر بستگی دارد که بتواند گروه را به این مسیر هدایت کند که اعضا برای ترک از گروه و زندگی بهتر درجامعه آماده شوند، وابستگی های درون گروهی را شناسایی و همانجا روی آنها کار کنند تا افراد به توانایی هایی برسند که در بیرون از گروه سالم تر و با آرامش بیشتر رفتار کنند. همانطور که والدین وظیفه دارند در یک سنی فرزندشان را برای زندگی مستقل آماده کنند گروه­درمانگر هم بعد از مدتی باید اعضای گروه را به این درجه برساند که بتوانند از گروه خارج شوند.

موفقیت: گروه درمانی طی چند جلسه صورت می گیرد؟

حمیدرضا ساسان فر: بستگی به نوع اختلال دارد. طبق عقیده یالوم-یکی از گروه درمانگران مشهور-   اگر فردی ۶ماه متعهد شود که در گروه حضور داشته باشد می توانیم انتظار داشته باشیم که تغییرات بارز و قابل توجهی را در زندگی تجربه کند. بطور معمول گروه درمانی ۲۰ جلسه، هفته ای یک بار ودر مجموع ۴۰ ساعت به طول می انجامد.

موفقیت: گروه درمانی برای کدام محدوده سنی مناسب هست؟آیا محدودیت سنی داریم؟

حمیدرضا ساسان فر: گروه درمانی در گروه سنی کودکان، نوجوانان، بزرگسالان و سالمندان اجرا می شود.یکی از مواردی که گروه درمانگران برای تشکیل گروه مدنظر قرار می دهد همسان کردن اعضای گروه از نظر سن هست. طبعاً حضور نوجوانان در کنار سالمندان تناسب خاصی ندارند ولی این به این معنا نیست که ما هیچوقت در هیچ گروهی، هیچ سالمندی را کنار هیچ نوجوانی قرار نمیدهیم، خیلی وقتها این همجواری اتفاقاً خوب است و تبادل نظرهایی که اتفاق می افتد، مناسب هست.

موفقیت: گروه درمانگر چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ باید فرد متخصص و اموزش دیده باشد یا هر کسی می تواند گروه را اداره کند؟

حمیدرضا ساسان فر: گروه درمانگر حتما باید فرد آموزش دیده ای باشد (روانشناس،روانپزشک، مشاور) و در برخی موارد افرادی که مثلا فلسفه خوانده اند و آموزشهای تجربی دیده اند هم توانسته اند گروههایی را اداره کنند ولی این افراد ابتدا تحت نظر یک روانشناس یا روانپزشک باید آموزش دیده باشند. یکسری گروههای دیگر هم هستند مثل الکلی های گمنام، معتادان گمنام که در این گروهها از بین خودشان افرادی که تجربه مسافرت دارند و  موفقیت هایی را د اشته اند، انتخاب می کنند و این کاملا با گروه درمانی فرق می کند وموضوع ورویکرد متفاوتی دارد.به همین خاطر ما در گروه درمانی این حساسیت را داریم که گروه درمانگر حتما آموزش دیده باشد.

موفقیت: شما بعنوان فردی که در زمینه گروه درمانی تجربه دارید فکر می کنید چه باورهایی باید در مورد گروه درمانی اصلاح شود وبهتر است افراد با چه پیش زمینه­ای وارد گروههای درمانی بشوند؟

حمیدرضا ساسان فر: ببینید گروهی از افراد می گویند گروه درمانی به درد ما نمی خورد چون ما اصلا در گروه نمیتوانیم صحبت کنیم، جایی که نمی توانیم صحبت کنیم چرا باید بیاییم؟ ما می گوییم اتفاقا باید با جایی که مشکل داری، مواجه بشوی.دوری کردن از مشکلاتمان، درمان مشکلاتمان نخواهد بود.دیگر اینکه من فکر می­کنم مردم باید خودشان را آماده کنند که گروهها را در جلسات اولیه ترک نکنند چون اثر بخشی گروه از جلسات میانی به بعد آشکار می­شود.ما باید از مردم بخواهیم زمانی که در گروه دچار استرس می­شوند یا احساس بدی پیدا می­کنند گروه را ترک نکنند بلکه اصرار داشته باشند که باز ادامه دهند و موضوع را در گروه بررسی کنند.ما یک ضرب المثلی در گروه درمانی داریم که می­گوییم: «افراد فقیر فقیرتر می­ شوند و افراد پولدار پولدارتر»؛ یعنی فردی که خزانه روابط بین فردی خوبی دارد  در گروه می ماند و بیشتر استفاده می کند، یعنی  ثروتمند داخل گروه میاید و ثروتمندتر خارج میشوذ؛ و آن کسی که ابتدابا کوله بار کمتری از خزاین رفتاری به گروه وارد می شود، از این بابت فقیر هست و وقتی زودتر هم گروه را ترک می­کند فقیرتر می­شود و این موضوع ناراحت کننده­ای است. به همین خاطر لازم است که اعضای گروه پشتکار داشته باشند و به خواست خودشان در گروه باقی بمانند.

سوال دیگری که مردم از ما می­پرسند این هست که شما می­خواهید ما را در گروهی ببرید که حداقل ۸-۷ نفر مشکل دارند، ۷-۸ نفر آدم مشکل دار چطور می­توانند به من کمک کنند پس من می خواهم فقط با شما مشاوره داشته باشم! اولاً این نگاه، یک نگاه «همه یا هیچ» هست یعنی می­گوییم یا مشکل دارم یا ندارم. نه اینطور نیست!همه انسانها از وجوه سالم و ناسالم شخصیتی تشکیل شده اند. افرادی که در گروه شرکت می کنند هم همینطور هستند پس کسی که در بخشی خوب نیست و نیاز به کار دارد می تواند از بخش خوب دوستش کمک بگیرد یعنی اینها با هم تکمیل کننده هستند.

مساله دیگری که مطرح می­شود این است که ۶ماه زیاد است و ما می­خواهیم ۲ ماه یا ۱ ماه بیاییم صحبت کنیم و تا مشکلاتمان حل شود! توجه به این نکته لازم است که وقتی  به­عنوان مثال ما مشکلی را تا سن ۳۳-۳۴ سالگی به همراه داریم و یک عمر این مشکل را بردوش خود حمل کرده ایم پس حل آن نیاز به  زمانی طولانی دارد، یعنی فرد باید متوجه باشد که  چیزی که سالها طول کشیده و به تدریج و بصورت خزنده ریشه دوانده و در وجود فرد تلنبار شده  نمی تواند یک شبه از بین برود

مورد بعدی اینست که افراد فکر می کنند، برای مراجعه به روانشناس و در دل آن گروه درمانی،  حتما باید مشکل عجیبی داشته باشند یا اتفاق بسیار عجیبی برایشان افتاده باشد تا مراجعه کنند (به خاطر باورهایی که در آنها شکل گرفته، مثلا من مدتی قبل به تماشای  تئاتری رفته بودم  که موضوع آن در مورد یک بیمارستان روانی بود و بازیگران آن نمایش، اداهاو صداهایی که در می­آوردند که من بعنوان روانشناس اصلا نظیر آن را در هیچ بیماری ندیده بودم حالا ممکن است افراد فکر کنند که برای مراجعه به روانشناس باید به این حد برسند (مثلا از این نوع حرفها بزنند و آنگونه عمل کنند).نه اینطور نیست! یعنی الزاما به این معنا نیست که فرد باید بیمار باشد یا حتما یک مشکل بسیار حاد و پیچیده ای را در روابط بین فردی خود تجربه کند، اصلاً ما می­خواهیم بگوییم این درمانها کمک می­کند که ما به این مراحل نرسیم!

برخی می­گویند من در جمع هایی که حضور دارم، در نهایت کارم به دعوا یا قهر می کشد و از آن جمع بیرون می آیم، خوب لابد  اینجا هم که گروه است اگر  بیایم مثل همان جمع های قبلی مجددا  قهر می کنم! خوب اولا اینجا یک گروهِ «درمانی» هست و یک درمانگری در گروه هست که کاملا حواسش هست که همچین اتفاقی نیفتد و به تو بازخورد می­دهد.چون فضا کاملاً متفاوت است ما در گروه درمانی فضایی امن، آرام و بدون قضاوت داریم بنابر این نمیتوانیم اینگونه فکر کنیم که قرار است جایی برویم که همان رفتارهای بیرون را بدون هیچ تغییری دوباره تکرار کنیم.

مساله دیگر که قبلا اشاره شد و باز لازم است تکرار کنم این است که گروه درمانی را با گروه الکلی های گمنام، معتادان گمنام  یا با کلاسهای درسی  و سخنرانی های گروهی با گروههای آموزشی- روانی اشتباه نگیریم.  مثلا اگر جایی ۲۰ نفر حضور داشتند و یکنفر داشت سخنرانی می­کرد به اشتباه آن را گروه درمانی بنامیم. اگر بخواهم خیلی خلاصه و فشرده این تفاوتها را بگویم لازم است توضیح بدهم که  ما در گروه درمانی تعداد اعضای گروهمان ۶ الی ۸  نفر و نهایتا ۱۲ نفر هست اما آنجا  محدودیتی وحود ندارد. ما در گروه درمانی می خواهیم «درمان» کنیم در گروههای آموزشی- روانی می خواهیم «آموزش» بدهیم.در گروه درمانی بحث رازداری و قضاوت نکردن را داریم  در آموزش روانی نداریم.در گروه درمانی روابط بیرون از گروه ممنوع است اما در آموزش روانی و سخنرانی ها ممنوع نیست.

مورد دیگر این هست که افراد عنوان می­کنند: حالا اجازه بدهید من در مورد اتفاقات درون گروه با مثلا مادرم صحبت کنم، چون هیچ چیزی نیست که مادرم  از آن  بی خبر باشد. و وقتی ما به خاطر مصالح درمانجو با این کار مخالفت می کنیم آنها رنجیده می شوند. کلا وقتی ما با یک پزشک صحبت می­کنیم و پزشک به ما میگوید دارو بخور یا نخور، فوری قبول می کنیم و می گوییم حتما نفعی در آن هست اما در کار ما یک مقداری سخت تر هست و ما باید قانع سازی کلامی انجام بدیم، وقتی پزشک توصیه می کند که دارو را نخور وگرنه شب دچار بی خوابی میشوی وقتی یک شب نخوریم  و خوابمان نبرد، از فردا خواهیم خورد،  اما در مورد کار ما فرق میکنه و باید یک مقداری درگیر چالش بشیم. توصیه من به مخاطبان این هست که از این منظر به متخصص و روان شناس خود اعتماد ک

افراد چه برای ورود و چه برای خروج از گروه کاملاً آزاد هستند. و هر موقع خواستند می­توانند اعلام کنند که من نمی­خواهم شرکت کنم و هیچ اجباری وجود ندارد که باید در گروه بمانند اما توصیه من اینست که این فرصت را به خودشان بدهند که حداقل ۴ الی ۵ جلسه در گروه باشند بعد اگر دلشان نخواست گروه را ترک کنند.

یک قسمت مهم از رشد و گسترش گروه درمانی هم  حاصل همکاری همکاران ماست که یک سیستم ارجاعی دقیق داشته باشند و گروه درمانی را بعنوان یک پدیده مهم، اثر بخش و به نظرم جذّاب بشناسند و مراجعین خود را به آن ارجاع بدهند.مجدد آن جمله ای که خطاب به فروید گفته شده را یادآوری میکنم، وقتی میگوید: کار من از آنجایی شروع می­شود که کار تو تمام می­شود یعنی انگار که کار در درمان انفرادی، درمان نیمه تمام است.

فیلمها و آثار فرهنگی هم خیلی مهم و تاثیرگذار هستند.در برخی فیلمها روابط بسیار زیبایی را در درمان انفرادی به تصویر می­کشند اما در مورد درمان گروهی من فیلم هایی را به این شکل به خاطر ندارم . پس لازم هست فرهنگ سازی داشته باشیم که افراد برداشت صحیحی از پدیده گروه درمانی داشته باشند.

به نظر من گروه درمانی خیلی جذّاب است و اگر کسی در گروه حاضر باشد به هیچ شکلی حاضر نمی­شود تجربه گروهی خود را با درمان انفرادی عوض کند. این بدان معنا نیست که درمان انفرادی نباشد، ما گاهی اوقات به موازات درمان گروهی درمان انفرادی داریم.ولی واقعاً گروه درمان طعم خاصی دارد که اگر مردم آن را بشناسند خیلی لذت می برند و مدام دوست دارند به هر نحوی که شده آن را تکرار کنند و یک خاطره خوب برایشان به جا می­ماند.من فکر می کنم مجله شما به عنوان یک رسانه اگر بتواند افکار و کلیشه های غلطی که درباره گروه درمانی برای مردم بوجود آمده است را اصلاح کند بسیار در این زمینه کمک کرده است.

موفقیت: یک کتاب مفید که در این زمینه به خوانندگان معرفی کنید

حمیدرضا ساسان فر: در مورد گروه درمانی کتابی که مخاطبان عزیز خیلی راحت و شیرین می­توانند مطالعه کنند کتاب درمان شوپنهاور، نوشته اروین یالوم، ترجمه دکتر حمید طوفانی و زهرا حسینی از نشر ترانه را پیشنهاد می کنم.

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.