رویکرد حدود ۱درصد از روانشناسان بالینی، روان درمانی اگزیستانسیال است. در ایران البته به هیج پژوهش جامعی در بررسی رویکرد روانشناسان برنخورده ام ولی تصور من این است که روانشناسان جدی شاغل در این رویکرد از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر باشد. در یک پژوهش پایان نامه ای که توسط یکی از دانشجویان محترم و با همکاری بنده ارایه شده است سعی شده که کلیه عنوان های منتشر شده در حوزه روان درمانی اگزیستانسیال فهرست شود که همان پژوهش، انگشت شمار بودن کتب ترجمه شده در این حوزه را نیز بیان می کرد. با این حال مدتی است که در ایران کتابهای ترجمه شده در حوزه اگزیستانسیال روند رو به رشدی رو نشان می دهد. از آن جمله از کتاب درمانهای وجودی نوشته مایک کوپر نشر آوای نور، کتاب مهارتهای مشاوره و روان درمانی وجودی نوشته امی ون دورزن از نشر دانژه و کتاب درمان هستی گرا-انسان مدار نوشته کرک اشنایدر از نشر ارجمند می توان نام برد که هر سه از کتابهای مطرح رویکرد اگزیستانسیال به شمار می آیند و توسط اساتید صاحب نام این قلمرو تالیف شده اند.
ترجمه کتاب اول شرم آور است. ترجمه ای غیرقابل اعتنا و به شدت ضعیف است که نقد آن در این مقال نمی گنجد. اما کتاب اشنایدر به خوبی برگردان شده است ولی به نظر من در صورت ویرایش ترجمه توسط متخصصی که به مفاهیم روان درمانی اگزیستانسیال مسلط تر بود می توانست کیفیت ترجمه افزایش یابد. با این وجود هم کتاب و هم ترجمه آن اتفاق خوبی در عرصه نشر روانشناسی اگزیستانسیال به شمار می رود.
در ادامه تلاش دارم که در نوشتاری کوتاه بهترین معادل برای Existential را با توجه به کتب فارسی منتشر شده در این حوزه شرح دهم:
بیشترین معادل به کار رفته در برابر Existential وجودی است ولی من به هیچ متن یا تفسیر معتبری از واژه Existential برنخورده ام که مجاب شوم کلمه “وجودی” ترجمه “دقیقی” برای آن محسوب می شود.
هر چند بابک احمدی در هایدگر و پرسش بنیادین می نویسد که وجود در زبان لاتین با عبارت exitentia در بیشتر موارد مترادف است ولی در نهایت این واژه را اینگونه تعریف می کند که به علت تفاوت ناشی از گوهر #انسان با حیوان و اشیاء، وجود هم چون شکل ظهور گوهر مطرح می شود. ریشه ی لاتین existere به معنای خود را ظاهر کردن و بیرون شدن است و این معنای ضمنی ظهور است که با وجود تقریبا مترادف است. Existere با واژه ی Ekstasis هم ریشه است و خود واژه Ekstasis دقیقا به معنای بیرون شدن است. Ekstasis در عربی با واژه وجد برابر است. پس به سخن دیگر معادل Existenrial باید مصداق این تعریف باشد که انسان را موجود یا هستنده ای بداند که بیرون خویش می ایستد و رو به سوی آنجا دارد.
اخیرا کتابی را از یکی کتابفروشی های دست دوم انقلاب خریدم به عنوان پدیدارشناسی و روان درمانی نوشته تئودور میلون و ترجمه کرامت الله #موللی. در این کتاب که در سال ۵۲ منتشر شده است موللی می نویسد که وجود معادل Being به انگلیسی l’ etreبه فرانسه و das Sein به آلمانی است و همه اینها معادل اگزیستانس نیستند. او تقرر ظهوری یا قیام ظهوری را مابه ازای Existential به کار می برد. معادلی که احمدفردید پیشنهاد داده است.
همچنین در کتاب (نگاهی به #پدیدارشناسی و #فلسفه های هست بودن)، نوشته روژه ورنو-ژان وال برگرفته و ترجمه یحیی مهدوی، مترجم می نویسد:لفظ Existereرا هایدگر مطابق سلیقه خود به دو جزء ex (بیرون) وsistere(ایستادن) تجزیه کرده است. آقای دکتر فردید قیام ظهوری را با توجه به این ملاحظات معادل گرفته است و ما هم آن را به کار می بریم و هست بودن را به جهت بیشتر مانوس بودن غالبا معادل آن گرفته ایم و آورده ایم و می آوریم.
با نظر به همه ی این توضیحات، وجود، هست بودن و گاهی هستی گاهی معادل Being و گاهی معادل Existence به کار رفته است. مثلا عنوان کتاب مشهور #being_and_time اثر هایدگر به #هستی و #زمان ترجمه شده است. با این همه هیچکدام به تنهایی بار معنایی اگزیستانسیال را با خود همراه ندارد.البته از یاد نبریم که وجود خود نیز کلمه ای عربی است. عبارات جایگزین نیز چندان مصطلح و خوش بیان نیستند (مانند آنچه احمد فردید در ما به ازای اگزیستانسیال پیشنهاد می دهد) هرچند بنده مترجم یا احیانا زبان شناس نیستم ولی تجربه ام در مطالعه، تدریس و درمان در حوزه روان درمانی اگزیستانسیال من را به این باور می رساند که خود واژه اگزیستانسیال چندان با گوش و زبان اهل فن غریبه نیست، و می تواند استفاده شود همانطور که سرکار خانم حبیب نیز در برگردان کتاب یالوم، عنوان روان درمانی اگزیستانسیال را برگزیده است.
لذا پیشنهاد من این است که در برابر Existential Psychotherapy روان درمانی اگزیستانسیال به کار برده شود.
با احترام
حمیدرضاساسان فر

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.